| به نام بخشنده دادگر |
| شعری از بهلول حبیبی زنجانی |

| ای مفردِ مذکرِ غائب، فدای تو |
ناقابل است، جان حقیرم برای تو |
| ای پاک و ای زلال و ای آئینهی کمال |
بارانی است، ابرِ دلم در هوای تو |
| خالِ لبت، همان، حجرالاسود من است |
خیزد حرم اگر تو بیایی، به پای تو |
| خورشید بر تجلّیِ تو غبطه میخورد |
مبهوت مانده عالمی از اِنجلای تو |
| حاتم بُود مرید غلامان درگهت |
عیسی دوباره زنده شود از عطای تو |
| عطر بهشت شمّهای از بوی مقدمت |
نور خدا تلاءلویی از اعتلای تو |
| ذکرم همیشه، مطلعِ شعرم شده، بیا |
ای مفردِ مذکرِ غایب فدای تو |
ای مفرد مذکر غایب فدای تو
طلای معرفت وجود غایب از دیدهها؟
خداشناسی و وصف امیدواری به خدا
تو ,ای ,فدای ,غایب ,است، ,مفردِ ,فدای تو ,مفردِ مذکرِ ,غایب فدای ,و ای ,ای مفردِ
درباره این سایت